X
تبلیغات
رایتل

Frida`s plastic world

I paint my own reality.I paint bcuz I need to. I paint whatever passes through my head without any other considerationIiI II

ده به یازده

شمارش معکوس ِ‌منحوس!

ده روز مانده فقط. یازده سپتامبری که زنده گی مان را عوض کرد و بعدش هر چه نصیب ام شد فقط مهر "ریجکت" بود!. حالا توی همان روز کذایی قرار است دوباره یا ریجکت شوم یا "اکسپته". درجه ی care کردن ام متغیر است. یک روزهایی انگیزه ام می رسد به منفی ِ بی نهایت و بی خیالی طی می کنم. یک روزهایی هم کل چهار سال می آید جلوی چشم ام و یکی بوق می زند! و انگیزه ام برای ماندن می شود صفر و درجه ی مصمم بودن ام می رسد به مثبت بی نهایت...

هیچ وقت این قدر توی زنده گی ام درگیرِ سرم نبوده ام. برای اولین بار دل ام می خواهد بروم پیش یک فالگیر و زودتر به ام بگوید که اره یا نه. خسته ام از فکر کردن به اش...بدجوری



بعدن نوشت: دوستان آن چه از کامنت ها بر میاد...گویا همه یه دستی...پایی...انگشتی...ناخنی..توی فال گیری و فال بینی و فال گویی و فال بری و غیره دارند!...لطف کنید هر چه در توان دارید رو کنید...هم اکنون نیازمند ِ...:)

تاریخ ارسال: دوشنبه 10 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 03:56 ب.ظ | نویسنده: Frida | چاپ مطلب 18 نظر