X
تبلیغات
رایتل

Frida`s plastic world

I paint my own reality.I paint bcuz I need to. I paint whatever passes through my head without any other considerationIiI II

تحقیر شدن بد است. چه حق ات باشد چه نباشد. اندازه اش مهم نیست. چرا و چند و چون اش مهم نیست. حتی مطمئن نیستم که "تحقیر کردن" هم به بدی "تحقیر شدن" باشد. "تحقیر کردن" یک فعل مزخرف است که تا وقتی تو مفعول اش نباشی نمی فهمی اش. این هم مثل خیلی از اتفاقات دیگر زنده گی، یک دفعه و بی این که خبر کند می افتد. مثلا یک ساعت ورزش می کنی و بعد هم یک دوش عالی می گیری و برمی گردی خانه و یک دفعه...یک دفعه تحقیر می شوی!! ...آن چنان که با وجود یک هفته بی خوابی تا صبح نمی خوابی و به این فکر می کنی که "چرا واقعن؟" 

این وورک شاپ لعنتی و آن یکی ِ دو هفته ی دیگر جان برای ام نگذاشته. نه خواب دارم و نه خوراک. اسم اش را می گذارم "درد خسته گی"! این درد با یک روز استراحت آن چنان گورش را گم می کند که معلوم نمی شود از کجا آمده بود اصلا از اول. اما این درد ِ‌از دیشب ام...که حتی اسم هم روی اش نمی توانم بگذارم...فکر نکنم خوب شدنی باشد.  

تحقیر شدن تلخ و دردناک است.  خیلی.

تاریخ ارسال: سه‌شنبه 27 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 08:02 ق.ظ | نویسنده: Frida | چاپ مطلب 9 نظر