X
تبلیغات
رایتل

Frida`s plastic world

I paint my own reality.I paint bcuz I need to. I paint whatever passes through my head without any other considerationIiI II

در یک مکالمه اتفاق افتاد


  یکی گفت: "خفه شو  لطفا عزیزم! طرف زن و بچه دارد و هیچ چیز نه روی زمین نه توی آسمان، نه این دنیا و نه آن دنیایی اگر باشد! کارت را توجیه نمی کند"

  آن یکی  آرام گفت: "ولی ، شاید روزی خودت توی این موقعیت قرار بگیری و آن وقت می فهمی که خیلی چیزها دست خود آدم نیست و آدم کاریش نمی تواند بکند!"

آن اولی هم بی هیچ حرفی پس و پیش برگشت و گفت:"دختری که با مرد متاهل روی هم بریزد فقط یک اسم دارد .که البته هم اسم اش و هم صفت اش و هم همه ی ذات نداشته اش است! من اگر توی این موقعیت قرار بگیرم...شده سر خودم را بِبُرم این اسم و صفت را با خودم این طرف و آن طرف حمل نمی کنم...بگذار این آقای مرد ِ آرزوهای تو، با هر کس که می خواهد باشد و بخوابد و دل بدهد و قلوه بگیرد...اما نگذار آن یک نفر با آن اسم که by the wayصفت اش هم هست، تو باشی!..تمام"


سکوت شدند و تمام . آن یکی اولی حرف های اش...آن دومی..دل اش!

تاریخ ارسال: چهارشنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1394 ساعت 11:00 ق.ظ | نویسنده: Frida | چاپ مطلب 9 نظر