فضا فضای انگشتر الماس ام را ببینید و لباس میلیونی ام را کیف کنید بود(.نه خیر من نه انگشترم از ان چیزها بود و نه لباس ام از ان چیزک ها.بنده وصله ی ناجوری بودم و برای کاری رفته بودم.خیر من خدمتکار نبودم....چه قدر حرص فکر خواننده را بکنم!پیرم کردید !)
نمی دانم چی چی جون برگشت به کدام جون با هزار قروکرشمه و تاب و مژک مژک زدن گفت:"چی چی جون فمیدی پورشه پانمارا خریدیم؟!".کدام جون هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت:"من حامله م"! (به این برکت!!).این یعنی کدام جون خفه شود چون این روزها بچه لوکس ترین و گران ترین و قابل پز ترین کالاهاست حتمن به گمان ِناجورمان!
دفعه ی دیگه منم میام پز میدم مال من 6 ساااالشه تااااازه
آخ آخ اصن حواسم نبود تو رو ببرم با خودم.به خدا که با اون دخترک ِ قرتی ِ خوشگل ِ تو، اندازه یه پانراما می شه پووووز داد:*
چه فضای رشک آوری بوده. من اینطور وقت ها چون نه شوهر دارم و نه بچه و نه جواهر و نه حتی ماشین ، عکس آندرومدا رو نشون میدم. البته نه خودجوش ، معمولا چند نفری به توپ ضربه می زنن و بعد پرتش می کنن توی زمین من ، با مژه های برگشته و نگاه منتظر که "خوب تو چی؟"
خوبیش اینه که بعد بحث کشیده میشه به "گربه در خانه، آری یا نه؟" و معمولا همه از حال و هوای "نیکی میناژ" میان بیرون.
گربه در خانه که کلا اصلا "نه" در این جمع ها!!!..چون تو با به زبون آوردن ِ این کلمه ی "گربه" ، بالقوه نازا و سیاه بخت و نگون بختی !
یعنی اون جواب دندان شکن من حامله ام خدا بود ...
باید یه جا یادداشت اش کنم برای روز مبادا حفظ باشم این جواب رو :)))) خدایا این شادیا رو از ما نگیر ...
چه طور دَووم آوردی لامصب ؟ :))
چون چنین بشنیدم رم کردم و از مجلس گریختم:)))
صبر کن دنیا بیاد وقت نمی کنی موهاتو شونه کنی اونوقت ببینم هنوزم پز می دی یا نه
:))))))
یعنی من دیگه برم بمیرم الان؟!
پوشه که هیچی،
شوهر که عمراً،
بچه که اصلاً و ابداً...
خب من الان به چه امیدی زنده ام آخه؟!!!!!
تو بیا مهمونی خونه ی من که هیچ کدوم از موارد بالا جزو ملزومات اش نیست:))
واقعن؟! به همون برکت؟! ای وای!
عجب پاسخ دندان شکنی واقعا!!!حالم به هم می خوره از این چی چی جونها!!!