سپی سرش را کرده توی مانیتور و با اخم دارد یک فرمول شش خطی توی اکسل می نویسد.می گویم:" تایم ایروبیک باشگاه انقلاب چه جوریاست؟"...بدون این که کوچک ترین حرکتی کند ، همان طور اخمالو و زل زده به مانیتور می گوید:" دو تا سه...چهار تا پنج...لزبینا...یکی هم هفت تا هشت!" .فکر می کنم آن کلمه ی آن وسط یک اصطلاح اکسلی بوده که مابین حرف اش پرانده.می گویم:" دو تا سه که نه..چهار تا پنج هم نه...هفت تا هشت هم نه دیره.یعنی نمی تونم برم پس؟".باز با همان اخم و قیافه می گوید:" چرا دیگه..می مونه تایم لزبینا...اون بهت می خوره..ششه تا هفت"
سنسور ِ عکس العمل ام دی اکتیو شده از آن موقع!
یه سری بزن ُحالا شاید خوب باشه
هنوز تصمیم نگرفتی بری ؟؟
راستش کنجکاوی داره منو میکشه:)))
منم همینطور
اصلا امنیت داره رفتنش ؟
امنیت واسه ما یا اونا؟؛)