امروز ،امروز امروز... همه ی امروز تا همین حالا ، مدام مدام مدام مدام با آن کفش های سنگین و کوله ی نارنجی و لباس های گرم و باتوم ِ کوه نوردی ات ، به جای طنابی که دور کمرت می پیچیدی ،چنگ می زنی به دل ام و با دل ام سقوط می کنید توی ثانیه های ام و صدای ات را مثل کوران می زنی توی گوش ام و "قله" "قله " می کنی که انگار هنوز همه ی کوه های عالم را می خواهی فتح کنی و انگار نه انگار..انگار نه انگار.. که نامردانه گذاشتن ات زیر ِ خاک.
دست ِ خودم نیست و نیست و نیست و مدام مدام مدام صفحه را رفرش می کنم شاید خبری بشود از یک آیدین..یک پویا..یک مجتبی که مثل تو حتما توی سرشان "صعود ِآزاد" به همه ی بلندی های دنیا بود. کاش ته مانده ی جانی اگر مانده برای شان کوه مادری کند ، این بار را کوه پدری کند..اصلا خدایی کند و اکو کند ..اکو کند...اکو کند..و آن قدر اکو کند تا برسد کسی.
می شود؟
چی شده باری؟؟ کی ؟؟ تو کوه؟؟؟





نه ! من بد برداشت کردم
سرچ کن سه کوهنورد گمشده ی ایرانی در پاکستان...
برمیگردند. همیشه راهی هست، همیشه.
آخ.....
انگار نه انگار این سه تا ایرانی بودند .انگار نه انگار که مسوولی هست وباید پیگیری کنه .
از دیشب تا حالا ده تا خبر ضد ونقیض واخرش این بچه ها فدا می شند .